آمریکا همانند درندگان
زخم خورده خطرناک مینماید !
نائوم چومسکی
در خاورمیانه که ذخایر نفتی
غنی را در دل خود جای داده دو کشور وجود دارند که در مقابل
منافع آمریکا مقاومت مینمایند : ایران و سوریه ...که مسلما
ایران خطرناکتر از سوریه است . همانند دوران جنگ سرد زورمندی
به کشورهای قدرتمند اجازه میدهد تا از خشونت به نفع خود بهره
برده و آن را محق جلوه دهند . از اینرو نباید مقابل سخنان جرج
بوش رئیس جمهور آمریکا دال بر اعزام نیروهای کمکی به منطقه به
بهانه دخالت ایران در امور عراق شگفت زده شد .
حکومت واشنگتن که هنوز
همانند دوران جنگ سرد میاندیشد ، تهران را بعنوان قله هلال
شیعه ای میداند که از حزب الله لبنان آغاز گردیده و با گذشت از
جنوب شیعه عراق تا سوریه ادامه مییابد . با وجود افزایش نیروی
نظامی آمریکا در عراق و تهدیدهای روزافزونی که ایران را هدف
قرار میدهند ، نیروها و ممالک منطقه برای شرکت در کنفرانس عراق
بسیار بی میل هستند. این ژست کوچک دیپلماتیک در واقع بعنوان
واکنشی از ترس ، خشم و کینه برعلیه موضع تهاجمی روزافزون
آمریکا و متفقینش در منطقه بحساب میآید . این ترس بیجا هم نیست
زیرا بعضی از تحقیقات بعمل آمده اخیر بوضوح نشان میدهد که بعد
از اشغال عراق از سوی آمریکا تهدید تروریسم جهانی به چند برابر
خود رسیده است . حال شما میتواند حدس بزنید که بعد از حمله ای
محتمل بر علیه ایران وضعیت به چه منوالی خواهد بود .
مسئله اصلی برای آمریکا
اینست که همانند گذشته بدون رقیبی چغر منابع انرژی طبیعی منطقه
را در کنترل خود داشته باشد . آمریکا میخواهد تا نفت را با
نفتکش هایش به هر جائی که دوست دارد انتقال داده و بدینترتیب
سلاحی برای حاکمیت بر این کره خاکی در اختیار داشته باشد .
نکته جالب توجه اینجاست که منابع مهم و ذخایر نفتی منطقه بیشتر
در مناطقی قرار دارند که شیعیان زندگی کرده و حاکمیت دارند .
در نقطه تلاقی عراق با عربستان سعودی و ایران نیز ذخایر غنی
گاز طبیعی موجود میباشد . از اینرو آمریکا در هراس است تا
اتحاد مستقل از آمریکای شیعیان تحقق یافته و شیعیان بتوانند
کنترل ذخایر نفت و گاز جهان را در اختیار بگیرند .
اگر بلوک مورد بحث شیعیان
شکل بگیرد ، مطمئنا وارد شبکه امنیت انرژی آسیا بمرکزیت چین
خواهد شد . ایران نیز از این نظر بصورت یکی از نقاط عطف منطقه
خاورمیانه تبدیل میگردد . اگر مشاوران جرج بوش به این امر
اجازه بدهند آنگاه موضوع اقتدار و نیروم آمریکا کاملا زیر
سئوال قرار خواهد گرفت .
لجاجت
آمریکا در مورد ایران به سال 1979 یعنی انقلاب ایران ، سقوط
سلطنت پهلوی و بحران گروگانگیری در سفارتخانه آمریکا در تهران
باز میگردد . حکومت واشنگتن این بحران را بی پاسخ نگذاشته و در
خلال جنگ ایران و عراق با حمایت همه جانبه از عراق کینه خود را
با مرگ هزاران ایرانی معصوم نشان داد . بدنبال آن نیز تجرید و
تحریم دیپلماتیک ایران در تمامی زمینه ها دیگر اقدامات آمریکا
برای مقابله با اینکشور محسوب میگردد .
تابستان گذشته اسرائیل
لبنان را به اشغال خود درآورد ...بعد از سال 1978 این پنجمین
اشغال اینکشور از طرف اسرائیل بحساب میآید . همانند نمونه های
قبلی اینبار نیز اسرائیل از حمایت آمریکا برخوردار بوده و
اشغال برای خلق لبنان چیزی بجز فلاکت و فاجعه ببار نیآورده بود
. در میان بهانه های مختلف و مشترک آمریکا و اسرائیل برای حمله
به لبنان موضوع راکت های حزب الله نیز وجود داشت که در حمله ای
محتمل بر علیه ایران میتوانست کار دست آنها بدهد .
بعد از مشاجرات و مطالعات
فراوان حال میتوانم بگویم که احتمال حمله نظامی آمریکا به
ایران را زیاد قوی نمیدانم . افکار عمومی جهان و حتی آمریکا با
چنین حمله و جنگی کاملا مخالف میباشد . در این میان ارتش و
واحدهای اطلاعاتی آمریکا نیز با چنین حمله ای و جنگی کاملا
مخالف هستند . مسلما ایران از توانائی دفاع در مقابل حمله
احتمالی آمریکا بخوردار نمیباشد ولی از راههای دیگری میتواند
ضربات مهلکی به آمریکا وارد سازد . بعضی از کارشناسان معتقدند
که حمله محتمل آمریکا به ایران میتواند آغاز جنگ جهانی سوم را
رقم بزند .
از طرف دیگر آمریکا همانند
درنده ای زخم خورده خطرناکتر از همیشه بدنبال ماجراجوئیهای
جدیدی خواهد بود . همانطوریکه میبینید جرج بوش رئیس جمهور
آمریکا و اطرافیانش در عراق فلاکتی غیرقابل باور بوجود آورده
اند . آمریکا هنوز موفق به شکل دهی حکومت دست نشانده ای در
عراق نشده و در این وضعیت عقب نشینی از عراق مطمئنا منابع و
ذخایر نفتی منطقه را بخطر خواهد انداخت . بنظر آمریکا در تلاش
است تا ایران را از داخل کشور بسوی بی ثباتی سوق دهد . ایران
دارای بافت قومی پیچیده ای بوده و اکثریت را فارسها تشکیل
نمیدهند . در این میان باید از حرکتها و تمایلات تجزیه طلبانه
نیز یاد کرد که شاید مهمترین و خطرناکترین آنها فعالیت ملی
گرایان و استقلال طلبان عرب خوزستانی بشمار میآید .
ایران با جلب حمایت و کمک
دیگر کشورهای غربی تصمیم دارد تا ایران را در مخمصه ای اقتصادی
قرار داده و با سوق دادن رهبران اینکشور بسوی سراشیبی عدم
کفایت و درایت در امور کشور ، ناخشنودی در میان خلق نسبت به
رژیم را تحقق بخشند . در این میان مسلما باید رژیم ایران
بصورت شیطان مجسم و تصویر گردد . بعنوان مثال احمدی نژاد رئیس
جمهور ایران در رسانه های خبری غرب مرتبه اول را بخود اختصاص
میدهد . در حالیکه احمدی نژاد در سیاست خارجی ایران نقش مهمی
در اختیار نداشته و حرف اول در اینمورد را آیت الله خامنه ای
مبزند . رسانه های خبری آمریکا بیشتر اوقات در مورد اظهارات
خامنه ای کاملا بی تفاوت رفتار نموده ولی بعنوان مثال مسئله
پاک گردیدن اسرائیل از نقشه جهانی آقای احمدی نژاد را با بوق و
کرنا منتشر کردند . وقتی خامنه ای از راههای صلح آمیز برای رفع
اختلاف مابین اسرائیل و فلسطین سخن بمیان میآورد کسی بدان
توجهی نمی نماید .

چیزی که ایران را بفکر
تصاحب قدرت هسته ای و سلاحهای اتمی انداخته است در واقع اشغال
عراق از سوی آمریکا و متفقینش میباشد .امروزه ایران با نیروهای
آمریکائی مستقر در افغانستان ، ترکیه ، عراق و کشورهای خلیج
فارس کاملا احاطه شده و با کشورهای اتمی همانند پاکستان و سوپر
قدرتی بنام اسرائیل نیز نزدیک میباشد . ایران در سال 2003
پیشنهاد نمود تا در تمامی مسائلی که با غرب بر سر آنها اختلاف
نظر وجود دارد از برنامه هسته ای گرفته تا اختلاف بین فلسطین و
اسرائیل پای میز مذاکره بنشینند . پاسخ آمریکا به این دعوت
کاری بجز راندن دیپلمات سوئیسی واسطه چیز دیگر نبوده است .
یکسال بعد از آن ایران و اتحادیه اروپا به این توافق رسیدند که
در صورت تعلیق برنامه هسته ای ایران ، غرب نیز ضمانت امنیتی به
ایران بدهد . با فشار بی امان و کاملا علنی آمریکا ، اتحادیه
اروپا نتوانست این طرح را جامه عمل بپوشاند . بعد از آن نیز
ایران روند غنی سازی اورانیوم را ادامه داد...