"پایان شونیسمی که بهای
آن 50000 ریال بود"
سیاست شوونیستی فارس که
پایه های آن در دوران سیستم استبدادی پهلوی مستحکم گردیده بعد
از انقلاب نیز همچنان ادامه یافته است . بعبارتی دیگر برای ما
ترکهای ایران گذشته و زمان حال هیچ تغییری نیافته است . چرا که
نه ؟ کسانیکه به دولت فعلی جهت داده و سیاستهای آنرا تعیین
مینمایند ، خود را از نژاد فارس دانسته و بدان افتخار میکنند .
ملی گرایان فارس خود را صاحب سرزمین ایران و نظام حکمرانی آن
دانسته ودر تلاشند تا بهر طریقی اقوام و خلق های غیر فارس را
در بنیه خود آسیمیله و استحاله نمایند . این افراد که خود را
برتر از دیگر اقوام ساکن ایران میدانند بهر طریقی دست میزنند
تا عقده های بجا مانده از گذشته دور و نزدیک را ارضاء نمایند.
اقداماتی همانند عقب نگاهداشتن مناطق ترک نشین و محروم ساختن
آن از انواع خدمات مختلف دولتی نیز انگار نتوانسته عقده های
ملی گرایان فارس را التیام بخشد که اجرای نمایشنامه ای آنرا
بوضوح نشان میدهد .
سناریوی این نمایشنامه "
اثبات عدم اجتناب دولت از سیاست فارس کردن تمامی ایران " و
بازیگران آن نیز احمدی نژاد و نوچه هایش میباشند . شوونیسم
فارس در ایران کنونی آنچنان بعدی یافته که رژیم در تلاش است تا
با چاپ اسکناسهائی دیدگاههای خود را نشان دهد . در موازات تورم
فزاینده در کشور و کاهش ارزش پول ایران ، اسکناسهای پنجاه
هزار ریالی بتاریخ دوازدهم مارس سال 2007 میلادی روانه بازار
گردید که خود در اصل نشاندهند ترس رژیم از خطرات موجود میباشد
. چاپ و رواج این اسکناسها در عین حال نشان میدهد که سیاستهای
شوونیستی فارسها در ایران و ادامه استحاله دیگر اقوام ساکن
ایران هیچگاه از حرکت باز نخواهد ماند .
ولی این نمایشنامه بشکلی
مطلوب به اجرا درنیآمده و فارسهای نژادپرست یکبار دیگر قدرت
ترکهای ایران را مشاهده نمودند . ترکهای آذربایجان جنوبی که
بلافاصله پی به این حیله کثیف بردند بر روی تمامی اسکناسهای
پنجاه هزار ریالی که بدستشان آمده مهری بدین مضمون که " تحصیل
بزبان مادری را میخواهیم " زده اند. ترکهای آذربایجان جنوبی
بدین وسیله حقوق بحق خود در قانون اساسی کشور را بر روی
اسکناسها مهر زده و دولت را دعوت به مشاهده بهتر این حقیقت غیر
قابل انکار مینمایند .
علیرغم سیاست و استراتژی
آسیمیلاسیون در ایران که سالهای سال است ادامه دارد ،ترکها
هویت خود را از دست نداده و بیش از پیش به ارزشهای ملی خود
وابسته مانده اند . ترکهای آذربایجان جنوبی بعنوان یکی از
عناصر تشکیل دهنده جامعه ایران بدین ترتیب از حقوق خود دفاع
کرده و رژیم را وادار به عقب نشینی کردند . تنها سلاحمان در
اینراه وفاداری و وابستگی به هویت ملی مان است . بایکوت
اینچنین اسکناسی که در واقع ترکها و دیگر عناصر قومی و ملیتی
در کشور را حقیر و ناچیز میشمارد و عدم استفاده از این اسکناس
در تجارت روزمره و حتی عدم فبول این اسکناس در امور بانکی و
عودت آن به کارمندان بانک موجب گردیده تا این اسکناس عملا در
شهرهای آذربایجان جنوبی از تداول حذف گردد.
در سایه این عرق ملی فوق
العاده اسکناسهای پنجاه هزار ریالی در گوشه صندق بانک مانده و
وضعیت به مرکز خبر داده شده است . اعتراضات مختلف به چاپ و
رواج این اسکناس و فشار بر دولت احمد نژاد موجب گردید تا ایشان
در سخنانش اعلام دارد که اسکناس پنجاه هزار ریالی مورد بحث از
تداول برچیده خواهد شد .
گرچه در مورد شمار اصلی
جمعیت ترکهای آذربایجان جنوبی گفته های بسیاری وجود دارد ولی
باید قبول داشت که ترکها یکی از سازندگان و پایه گذاران های
اصلی این سرزمین و دول مختلف در آن میباشند . نادیده گرفتن
ترکها که پای به پای دیگر اقوام و حتی بیشتر از آنها در
سازندگی و حفاظت کشور نقش داشته اند میتواند تنها یک اشتباه
فاحش باشد . از اینرو باید گفت که در پیش گرفتن اینگونه
سیاستهای غلط تنها به ساختار و موجودیت نظام و سیاست آنها ضرر
میزند . نباید فراموش نمود که امروز بقای نظام به مدارای
عناصر قومی تشکیل دهنده آن بستگی بسیاری داشته و قبول اینچنین
ریسکهائی دیوانگی بیش نیست . علاوه بر این سیاستهای شوونیستی
مورد بحث ونتایج بر گرفته ار آنها میتواند توجه دشمنانمان را
بر انگیخته و نقاط ضعف کشور را به آنها نشان دهد .
دولت احمدی نژاد نباید این
موضوع را فراموش نماید که : " دولت قدرتمند آنست که خلق خود
را متوجه خود ننماید ولی دولت ضعیف خود را بزور هم که باشد به
خلق خود دیکته مینماید .