English

 

 

جلال طالبانی و تقلید از صدام حسین

 

ابتدا تاریخ مذاکره مابین ایران و آمریکا که در روز هجدهم دسامبر مشخص گردیده بود ، به روز دیگری موکول شد . سپس زمزمه هائی در مورد عدم تحقق این مذاکرات آغاز گردید . بدنیال این تعویق در مذاکرات آمریکا و ایران ، جلال طالبانی رئیس دولت عراق با اظهاراتی غیرمنتظره ، روابط مابین ایران و کشور متبوعش را وارد بحرانی جدید نمود. طالبانی انگار که موضوعی تازه به مغزش خطور کرده باشد، زبان به سخن گشوده و قرارداد اروند که با امضای آن رودخانه " اروند " بعنوان مرز مشترک ایران و عراق شناخته شده را مردود شمرد .

طالبانی روز بیست و چهارم دسامبر طی سخنانی  اعلام داشت که قراردادالجزایر مابین صدام حسین رهبر مخلوع و شاه مخلوع ایران به امضاء رسیده و با سقوط هر دوی این رژیم ها ، قرارداد مورد بحث نیز مرعیت و سندیت خود را از دست داده است . قرار داد الجزایر بعد از کشمکشی شدید مابین ایران و عراق که تلفات مالی و جانی بسیاری نیز در پی آورده بود ، بسال 1975 در الجزایر به امضاء رسید .

بر اساس این قرارداد که مسئله شط العرب را پایان داد ، ایران دست حمایت خود از اکراد عراقی را پس میکشید و در مقابل نیز عراق باید آیت الله خمینی را از کشورش میراند ...راه آبی شط العرب که با تلفیق رودخانه های دجله و فرات تشکیل میشوند ،مرز جنوبی ایران و عراق را تشکیل میداد . تصاحب و تسلط بر این راه آبی مهم که تقریبا دویست کیلومتر طول دارد ، یکی از دلایل جنگ بیحاصل ایران و عراق بحساب میآید . ایران در آنروزها با حمایت همه جانبه از کردهای بارزانی ، صدام را مجبور میساخت تا حاکمیت ایران بر اروند رود را بدین ترتیب قبول نماید .رژیم بعثی عراق که امضای قرارداد الجزیره را برای خود مایه ننگ و شرمساری بحساب میآورد ، وقوع انقلاب سال 1979 در ایران را فرصتی مغتنم شمرده و صدام حسین چند روز قبل از حمله خود به ایران ، این قرار داد را در مقابل دوربینهای تلویزیونی پاره کرد . بعد از این جنگ واقعا بیحاصل ، صدام حسین حقوق مرزی ایران را برسمیت شناخته و با ارسال نامه ای خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی ، بر مرعیت  قرارداد سال 1975 الجزیره تأکید نمود .  حال نیز آقای طالبانی رئیس دولت عراق  به تقلید از صدام حسین سعی در متزلزل ساختن موازنه قدرت در منطقه میباشد . این سخنان ناسنجیده و ناپخته طالبانی آنهم در اینچنین وضعیت حساسی به نفع چه کسی خواهد بود ؟ این بازی تراژدیک که با مرگ هزاران انسان معصوم در جریان جنگ بی معنی ایران و عراق آغاز گردیده ، با استفاده از سلاحهای کشتار جمعی و ارتکاب جرائم غیرانسانی و ویرانی عراق ادامه یافته ، از حوضچه مالی و اعتباری عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی تغذیه کرده و با اعدام صدام حسین و اشغال عراق به پایان رسید ، به اهداف چه کسانی خدمت کرده است . بی اعتبار خوانده شدن این قرارداد ، در کنار جبهه های درگیری سه جزیره تنب بزرگ ، کوچک و ابوموسی و همچنین مسئله تنگه هرمز خود بصورت جبهه درگیری تازه ای بروز مینماید .

مسائل این منطقه خیلی عمیق تر از شکلی است که بظاهر مشاهده مینمائیم . دلیل اصلی حمله عراق به کویت که خود محصول استعمار انگلستان در این منطقه است ، خود از خواست اینکشور برای حاکمیت تمام و کمال بر منطقه ناشی میگردد . کویت در واقع بخاطر بسته شدن تنگه هرمز بر روی عراق به اشغال درآمد . دلایل امضای قرارداد الجزیره خیلی پیچیده تر از این سخنان است . صدام برای چه این قرارداد را قبول و امضاء کرده و بعد نیز آنرا پاره نمود ؟

بفرمائید اینهم دلیل آن :

 

اسرائیل در خلال جنگ با اعراب بسال 1967 با ارتشهای مصر ، سوریه و اردن به مبارزه پرداخته و از طرفی  بهمراه رژیم شاه مخلوع ایران به اکراد شمال عراق کمک تسلیحاتی و آموزشی نمود . سلاحهای سنگینی که از طریق هوائی به ایران آورده میشدند ،از طریق زمینی به عراق انتقال مییافتند .مأمورین اطلاعاتی اسرائیل و افسران آنها از گذرگاههای مشابه به عراق راه یافته و به تربیت و آموزش واحدهای کرد میپرداختند . افسران اسرائیلی که در رأس واحدهای بارزانی قرار گرفته بودند ، ناگهان دست به حملاتی بر علیه بغداد زدند . قریب صد افسر اسرائیلی موجود در منطقه هم تاکتیکهای جنگی را مشخص نموده و هم جنگ را خود شخصا هدایت مینمودند . در این میان افراد برجسته و با استعداد کرد انتخاب گردیده و برای تعلیم و آموزش به اسرائیل اعزام میگردیدند .

در اینجا حتما میپرسید که اسرائیل با وجود درگیری شدید با اعراب چطور و چرا به این اقدام دست میزد ؟ مسلما این موضوع را بخاطر دوست داشتن اکراد صورت نداده است !! ...بله هدف بغداد بود ...آنها میخواستند تا از پیوستن واحدهای نظامی عراق به ارتش اتحادیه اعراب ممانعت نمایند . اگر در این مورد کاوش کنید متوجه میشوید که واحدهای عراق در مبارزه با اسرائیل در آن سالها  کمترین کمک و حمایت را بعمل آوردند . اسرائیل در این زمینه به موفقیت دست یافته بود . عراق تمامی قدرت نظامی خود را در شمال کشور و مقابل اکراد صف آرائی کرده بود . در این جنگ قریب ده هزار نفر از سربازان عراقی کشته شدند . در همان روزها مباحثاتی که پیرامون تجزیه عراق جریان مییافت را شخص خود محمدرضا پهلوی ، شاه مخلوع ایران مطرح کرده بود .

بغداد برای مقابله با حمایت ایران از اکراد شمال عراق و همچنین قطع حمایت اسرائیل از این منطقه و طرح بازیهای شوم دشمنان در منطقه با حکومت تهران بر سر میز مذاکره نشسته و مجبور گشت تا تزهای ایران در مورد شط العرب را قبول نماید . در مقابل این امتیاز نیز ، ایران باید حمایت خود از اکراد عراقی را قطع مینمود ...اسرائیل و ایران به اهداف پلید خود دست یافته بودند . بدین ترتیب حمایت و کمک به اکراد شمال عراق نیز بسیار محدود گشت .  با وقوع انقلاب اسلامی ایران ، نقطه آغازین کاهش نفوذ  آمریکا در منطقه رقم خورد . اتحاد و دوستی مابین آمریکا و ایران دیگر ساقط شده بود . آمریکا در تلاش بود تا ایران را مجازات نموده و حاکمیت خود در منطقه را انسجام بیشتری بخشد . با حمایت مالی کشورهای سنی و همچنین حمایت مالی و نظامی آمریکا جنگی خونین آغاز گشت . انقلاب زاده نشده با خطر خفه شدن مواجه گشته بود . ولی رویدادها در مسیری کاملا مخالف یش رفت ...عراق با این جنگ و بعدها با اشغال عراق،جن گ اول خلیج فارس و اشغال کنونی انگار که دست به خودکشی زد ...و صحیح تر بگوئیم وادار به خودکشی گردید ...

یکی دیگر از دلایل اصلی این اظهارات جلال طالبانی که بی شباهت به تقلید از صدام حسین نیست ، عرب نبودن او بعنوان رئیس دولت عراق است . از اینرو طالبانی با این سخنان تحریک آمیز خود سعی دارد تا توجه افکار عمومی جهان را بخود جلب ساخته و هویت کرد را مطرح نماید . در این نقطه جالب همه چیز بظاهر بستگی بحکومت عراق دارد ....اگر دولتمردان عراقی بحث و مشاجره پیرامون قرارداد 1975 الجزایر را کناربگذارند ، بنظر میرسد که همه این اظهارات جالب طالبانی را فراموش نمایند ...ولی اگر این دولتمردان موضوع را به باد فراموشی نسپرده و آنرا به کندوکاوی جدیدی بکشند ، باید انتظار داشت که منطقه با درگیری و بحران جدیدی دست و پنجه نرم کند ...

ناظران سیاسی با اشاره با بروز جنگی خانمانسوزبین دو کشور در سال 1980 که خسارات بسیاری در پی آورده و هیچ معنا و مفهومی نداشت بر این باورند که سخنان غیرمنتظره جلال طالبانی گام جدید آمریکا برای تحت فشار گذاشتن برنامه هسته ای ایران میباشد . آمریکا که بعد از گزارش اطلاعاتی و امنیتی جدید احتمال حمله نظامی به ایران را کنارگذاشته است ، فشار خود را بدین شکل مشخص مینماید ...بر اساس این ارزیابیها آمریکا بجای انجام حمله مستقیم به ایران ترجیح داده است تا با تراشیدن دلیل و برهان جدیدی ، بهانه مناسبی برای حمله به ایران پیدا کند . گزارش اطلاعاتی و امنیتی که از طرف شانزده سازمان اطلاعاتی تهیه گردیده ، ضربه سهمگینی بر جرج بوش وارد ساخته و مجبور نمود تا پرونده حمله به ایران را از روی میزش بردارد ....بدین ترتیب تهران را باید برنده اصلی مبارزه هسته ای با آمریکا دانست !

 

 
 

خانه
آذربایجان جنوبی
فرهنگ
هنر
تاریخ
ادبیات
زنان
اجتماعی
سیاسی
با شما
بایگانی
درباره ما
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@oursouthazerbaijan.com

در باره ما بایگانی با شما سیاسی اجتماعی زنان ادبیات تاریخ هنر فرهنگ آذربایجان جنوبی خانه


Our South Azerbaijan © 2006   • Privacy Policy